قسمت اول- بهزاد رضادوست
مقدمه: (چرا اتحاد؟)
اهم ضرورتهای این اتحاد اجباری که منجر به حفاظت از امنیت و منافع ملی دو کشور و صلح جهانی خواهد شد، بشرح زیر اعلام میگردد:
یک - تضمین امنیت ملی و یکپارچگی دو کشور در داخل و خارج از مرزهای آمریکا و ایران
دو- به حداقل رساندن تهدیدات و حملات تروریستی گروه های بنیادگرای ضد ایرانی – ضد آمریکایی در آسیای میانه، خاور میانه و برخی از نقاط جهان به اتباع دو کشور
سه - برقراری صلح و امنیت و تلاش برای گسترش اتحاد و روابط سالم اقتصادی و سیاسی بین
آمریکا- ایران و اعراب و اسرائیل و توقف کشتارهای دسته جمعی مثل سوریه در منطقه
چهار- چرخش از بنیادگرایی تندرویان محلی- مهاجر، به مدرنیته و شکوفایی اقتصادی و دیپلوماتیک بین دو کشور و تولید میلیونها و شاید ده ها میلیون شغل جدید در آمریکا و ایران و همچنین آسیای میانه و خاورمیانه
توضیح ضرورتها:
توضیح ضرورتها:
توضیح یک: بدون شک خطوط قرمز هر دو طرف امنیت ملی و یکپارچگی دو کشور است. هر گونه حمله نظامی آمریکا به ایران میتواند امنیت ملی و یکپارچگی ایران و آمریکا و حتی امنیت و ثبات جهان را با مخاطره مواجه کند. بدون شک گروه های سودجو یا بی مسئولیت که آمریکا را بسمت این ماجراجویی هل میدهند، برای امنیت ملی و یکپارچگی آمریکا و حتی امنیت جهانی، تا کنون کوچکترین مسئولیت پذیری از خودشان نشان نداده اند. آنها فقط بفکر سودجویی حاصل از بقای رژیم ضد ایرانی - ضد آمریکایی اشغالگر ایران، تحریم مردم و حمله یا التیام کینه و نفرت کور خود بوده و هستند.
توضیح دو: با یک واقع بینی منطقی میتوان گفت: «کنترل و انسداد گروه های بنیادگرای ضد ایرانی – ضد آمریکایی با اتحاد آمریکا و ایران یکپارچه عملی خواهد بود». البته، شاید ما قادر نباشیم برخی از شرکتهای چند ملیتی نفتی سودجو و حکومتهای وابسته به آنها را از ساخت و حمایت مالی و رسانه ای گروه های مذهبی تند رو بر علیه امنیت و منافع ملی آمریکا و ایران را بطور صد در صد متوقف کنیم، اما با اتحادیه خود در گام اول قادر به کنترل تخمگزاری این واحدهای تروریستی و افلیج کردن اهداف اتاق فکر آنها بر علیه آمریکا و ایران، خواهیم شد.
توضیح سه: بدون شک امنیت و منافع ملی ایالات متحده بطور استراتژیک با امنیت و ثبات در خلیج پارس و آسیای میانه – خاورمیانه، از افغانستان و پاکستان گرفته تا مصر و از ازبکستان گرفته تا یمن جنوبی، گره خورده است. دلیل این ارتباط استراتژیک وجود منافع مشترک در منطقه بصورت پایگاه ها و نمایندگی های متفاوت، بعلاوه تعداد بالای کارکنان آمریکایی این نهادها در منطقه است. از نظامیان آمریکایی گرفته تا کارمندان و کارگران موسسات و پروژه های مشترک. ایران متحد میتواند ضریب امنیتی این واحدها و افراد را به حداکثر و چراغ سبز افزایش دهد.
از طرف دیگر، ما ایرانیان نیازمند یک دولت مرکزی دموکراتیک متحد با آمریکا جهت حفظ یکپارچگی ایران در مقابل تهدیدات بنیادگراها و ناسیونالیسم افراطی دست راستی اسرائیل، دیکتاتورهای عرب و مافیای سیاسی روسیه و شرکتهای نفتی و غیر نفتی بریتانیا و اروپا بر علیه امنیت و یکپارچگی و منافع ملی ایرانیان هستیم. عطف به فاکتها و حقایق سیاسی، اقتصای و اجتماعی، ایران یک کشور قدیمی و با سابقه بومی است. بدون شک ثروت و قدرت آمریکا در کنار سابقه بازرگانی، فرهنگی و سیاسی ایران در منطقه و تاثیر بخشی و پذیرشی ساخت خودش و اعتماد بیشتر اهالی منطقه به ایرانیان بخاطر شناخت دو طرفه اهالی و ریشه های مشترک بیشتر یک امتیاز محسوب میشود. امتیازی که بصورت یک بال در کنار بال ثروت و قدرت آمریکا قرار میگیرد.
یعنی آمریکا با اتحاد با ایران راه بسته شده خود را برای جهانی فکر کردن و منطقه ای عمل کردن باز میکند و ایران هم با خیالی راحتتر به صلح در خاورمیانه و ثروتمند کردن اتحادیه آمریکا - ایران بصورت ورود کشورهای جدید دوست به اتحادیه در منطقه، پرداخته و افقها را گسترده تر خواهد کرد.
نباید فراموش کنیم، بخشهایی از جوامع آسیا و خاور میانه که عقب نگه داشته شده و فناتیک هستند، ترویج نسیم دموکراسی و آزادی بیان و سکولاریسم و مدرنیته را از متحدین آمریکا در منطقه، یعنی ایرانیان بیشتر باور و مورد بررسی و توافق قرار میدهند، چون به طور غریزی به همسایه با سابقه تر بیشتر از دوستان آن سوی آبها اعتماد و باور دارند. یعنی بنوعی کاتالیزور شدن بین آمریکا و اهالی خوب منطقه، توسط ما متحدین ایرانی - آمریکایی در دسترس و در ورای افق آینده اتحادیه ماست. از طرفی، متحدی قوی مثل آمریکا میتواند ما ایرانیان را جهت ورود و شراکت منصفانه و بهره وری اقتصادی برای مردم ایران در جی بیست کمک کرده و ما بیست و یکمین عضو این گروه ثروتمند گردیم. چون لیاقت و استانداردهای لازم را در خود سراغ میبینیم.
اما چیزی که برای هر دو طرف از حساسیت و اهمیت حیاتی و حتی مقدس برخوردار است، حفظ یکپارچگی دو کشور است. بنظر میرسد هر دو ملت تا اکنون به تمامیت ارضی یکدیگر احترام گذاشته و در مجموع خواهان گسترش روابط بین ایران و آمریکا در راستای منافع مشترک ارضی دو طرفه بوده و خواهان پایان این روابط سرد خصمانه ساخت عناصر بنیادگرا و وابسته هستند.
توضیح چهار: این توضیح بخاطر اشتراکات فراوان در توضیحات شماره سه، نیازمند توضیحات کمتری است. فقط به این موضوع اشاره کنم که با اتحاد و بسته شدن قراردادهای اقتصادی سیاسی، علمی، فرهنگی، گردشگری، نظامی و امنیتی در عالیترین سطوح، مطمئنا ده ها یا صدها میلیارد دلار سالیانه در اقتصاد دو کشور، خواهد چرخیدکه ضمن کار آفرینی، ارزش دلار آمریکا و واحد پول ایران را تثبیت و آنرا جاری ترخواهد کرد.
اما در باب جهانی شدن هم ما میتوانیم بصورت یارانی متحد، گسترش و مسئولیت پذیری و امنیت سرمایه گزاری بازارهای جهانی را بهبود ببخشیم. اتحادیه ما برای جهانی شدن منطقی مثل یک نردبان مطمئن و پرسود برای همه طرفین، اجازه پیشرفت را به آمریکائیها – ایرانیها و همه انسانهای خواهان تمدن و مدرنیته در اقصی نقاط جهان خواهد داد و اتحادی بسته و سودجویانه مثل مدلهای روابط اروپا با جهان سوم، (عطف به دوری جستن آمریکا و ایران از روابط استعماری) تلقی و تعریف نمیگردد.
-آیا اتحاد استراتژیک آمریکا - ایران، در عمل قابل پایه گزاری است؟
بله بنظر من هست و پتانسیل اجتماعی - سیاسی و تقاضای نیروهای مردمی آن در دو طرف در میکروفن آزاد بطور یک وزنه سنگین برخواسته از لایه های ریشه دار و تاثیر گذار اجتماعی به چشم میخورد. پس اتحادیه آمریکا – ایران، حتما باید عرضه گردد. منتها این اتحاد فقط بروی پی و ستون لابی آمریکایی - ایرانی میکروفن آزاد - بنیاد ارتباطات جدید فرهنگی، واقع در وینا ویرجینیا - آمریکا قابل احداث و طبقه سازی است.
بدون هیچگونه تردیدی، فاز اول یا پی ریزی ما باید اتحاد برای دموکراسی و آزادی بیان در ایران باشد، که بجز تغییر مردمی توسط اکثریت خاموش میسر و ممکن نیست. «در قسمت دوم این مقاله در روزهای آتی سعی میکنم به دلایل اینکه چرا فقط لابی مورد اشاره توانایی تولید این اتحاد استراتژیک برای برون رفت از این انسداد مصنوعی در روابط دو کشور را دارد به عرض همه ایرانیان و آمریکائی های میهندوست، دموکرات و خواهان اتحاد برسانم.» با احترام .................................................
بهزاد رضادوست، یک ایرانی مقیم انگلستان
04/03/2012


No comments:
Post a Comment